دعــاکنیـــد
هَـمیشه بـآید کَسـی باشد
کـــہ معنی سه نقطههاے انتهاے جملههایَتـــ را بفهمد
هَـمیشه بـآید کسـی باشد
تا بُغضهایتــ را قبل از لرزیدن چـآنهات بفهمد
بـآید کسی باشد
کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد
کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد...
کسی بـآشد
کـــہ اگر بهانهگیـر شدے بفهمد
کسی بـآشد
کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن
بفهمد به توجّهش احتیآج دارے
بفهمد کـــہ درد دارے
کـــہ زندگی درد دارد
بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران...
برا
براے یك آغوشِ گَرمــ تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد
همیشه...
واســه یه عــزیـــزی دعــآ کنیــد خیـــلی نمیدونـــم کیـــه
ولــی میدونــم عــزیز یکیــه قسمـــت میدم
یــا ابوالفضل خودت خوبـــش کن![]()

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:48 توسط ǶдȵіЭɧ